باید حق‌آبه هامون را از افغانها بگیریم

باید حق‌آبه هامون را از افغانها بگیریم

باید حق‌آبه هامون را از افغانها بگیریم

یک‌شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۰
Sunday, October 17, 2021

باید حق‌آبه هامون را از افغانها بگیریم

۱۳۹۲/۱۲/۲۰

باید حق‌آبه هامون را از افغانها بگیریم
طرح های داخلی و خارجی قرار است عملیاتی شوند تا تالاب هامون احیا شود اما در این زمینه کمک افغانها بسیار موثر است
امید کریمی - زهرا تالانی: انگار وقتی قرار است چیزی نابود شود همه چیز دست به دست هم می دهند تا این اتفاق بیفتد.برای محیط زیست ما هم چنین اتفاقی افتاده است؛ از شمال و جنوب تا غرب و شرق، هرجا را که نگاه کنید مشکل زیست محیطی دارد. در حال حاضر تالابها در حال نابودی هستند.
تالاب هامون، یکی از بزرگترین تالابهای ایران و تنها دریاچه آب شیرین جهان که زمانی مکان معیشت برای مردم محلی و تفریح گاه مسافران بود، امروز حال خوبی ندارد و همه دوستداران محیط زیست در تلاشند تا مشکل آن را حل کنند. در همین زمینه میزگردی را با حضور سیدباقر حسینی نماینده سیستان (زابل، زهک، هیرمند، نیمروز و هامون) در مجلس، دلاور نجفی، معاون اسبق محیط طبیعی سازمان محیط زیست و محسن سلیمانی مدیر طرح حفاظت از تالابهای ایران در کافه خبر برگزار کردیم.
مشروح این میزگرد را می خوانید:

همانطور که می دانید الان دریاچه هامون وضعیت خوبی ندارد. به نظر شما که سالها قبل در سازمان محیط زیست بودید چرا این دریاچه به این وضعیت رسید ؟
نجفی: به نظر من دو عامل تاثیر گذاشت،یکی عوامل خارجی و داخلی و عامل دیگر هم طبیعی و غیر طبیعی هستند، بنابراین در اصل 4 مقوله هستند که برآن اثر گذاشتند. درعوامل خارجی کشور افغانستان با سد سازی،کانالهای انحرافی و بهره برداری هایی که می کند به سمتی می رود که آب ورودی تالاب محقق نمی شود.البته عوامل داخلی هم دست کمی ندارند و به نظر من بیشتر و موثرتر هستند، در حالیکه قابل حل شدن هستند چون شاید تعامل با کشور همسایه افغانستان در شرایط فعلی سخت باشد و سیاست گذاریها طوری است که به تعامل نرسیم. البته در زمان من سازمان محیط زیست جلسات متعددی با کشور افغانستان داشت و در یکی از جلسات، با معاون محیط زیست افغانستان و وزرای نیرو و کشاورزی ایران جلساتی داشتیم از طرفی ما همیشه گله داریم که افغانها به ما آب نمی دهند اما خود ما در مرز طوری انسداد می کنیم که همان مقدار آب هم کم شود یا حقابه را از چاه نیمه ها رعایت نمی کنیم. عوامل انسانی و طبیعی هم همانطور که اشاره کردم بی تاثیر نیست و نمی توانیم خشکسالی را در نظر نگیریم.من گریزی به دریاچه ارومیه می زنم عوامل انسانی مثل مدیریت در حوزه آبریزی ،سد سازی و استفاده نادرست از سرشاخه ها باعث خشکی آن شد اما بررسی شورای عالی آب، به عوامل طبیعی خیلی بیشتر نقش داد. درباره تالاب هامون هم همینطور است. اگر فرض را بر این بگذاریم که تمام 5 هزار و 600 میلیارد مساحت هامون پرآب شود، تبخیردریاچه 3 میلیارد متر مکعب در سال آب را کم می کند و نمی توانیم آن را نادیده بگیریم.
سلیمانی: در مورد تالاب هامون من با دکتر نجفی موافقم ما یکسری مجموعه عوامل داخلی و خارجی داریم، اما هیچ وقت مسائل و مشکلات این تالاب را به صورت یک مجموعه ندیدیم. یک زمانی با خارجیها صحبت کردیم بدون توجه به مسائل داخلی و یک بار هم تنها به مسائل داخلی توجه کردیم.درحالیکه مشکل تالاب هامون و هر تالاب دیگری زمانی حل و فصل می شود که ما کل مسائل را در یک مجموعه ببینیم. الان مشکل اصلی این است که یک مدیریت و استراتژیک که همه مجموعه عوامل را در کنار هم ببینید نداریم.باید بدانیم چگونه با کشور افغانستان صحبت کنیم و چگونه حوزه آب داخلی تالاب را مدیریت کنیم.

یعنی به خاطر تبخیر اجازه آبگیری را ندهیم؟

نجفی: من این را نگفتم، می گویم حتی اگر آبگیری هم شود باز هم مشکل تبخیر را داریم و باید این مشکل را حل کنیم.
حسینی: متاسفانه تالاب هامون کمتر تاکنون مورد توجه قرار گرفته است ،اگر چه ما از جلسه پنجم مجلس این موضوع را بررسی کردیم اما کسی صدای ما را نشنید تا اینکه رسانه ها به کمک ما آمدند و نهایتا دولت هم نیم نگاهی به هامون انداخت. آقای نجفی اشاره کردند حق آبه از چاه نیمه ها رعا یت نمی شود اما 820 میلیون متر مکعب حق آبه داریم که برای کشاورزی و شرب است و اصلا برای تالاب هامون دیده نشده است.این 820 میلیون متر مکعب بیش از 200 میلیون متر مکعب تبخیر دارد.بخشی هم قابل استفاده نیست،بنابراین چیزی باقی نمی ماند که ما بخواهیم به هامون بدهیم. در حالیکه ما باید حداقل برای سه سال موضوع حق آبه را در نظر بگیریم.در مورد عوامل انسانی هم مدتی در تالاب، قاچاق سوخت می شد که بخشی از دریاچه را از بین بردند و باعث شدند که گرد و غبار زیادی ایجاد شود.ما قبلا هم اعلام کردیم به باقی مسئولان که شما به دنبال حق آبه تالاب باشید.

امسال چقدر حق آبه داده شد؟

نجفی: امسال 60 میلیون متر مکعب داده شد.
حسینی: اما60 میلیون متر مکعب برای یک تالاب به این بزرگی با طوفان شنی که دارد چیزی نیست. این مقدار آب بیشتربرای جنبه گردشگری در نظر گرفته شده است.الان مشکلی که در هامون داریم پوشش گیاهی است.متاسفانه به خاطر بی توجهی به محیط زیست بخشی از پوشش گیاهی هم که بوده با شترانی که قاچاقی آمدند از بین رفته است.حتی من در چندین جلسه عنوان کردم که باید از همین پوشش گیاهی اندکی که مانده است مراقبت شود، چون از بین رفتن این پوشش برای خود زمین هم خطرناک است.

حق آبه تالاب چقدر است؟

حسینی: اصلا محاسبه نشده است.
نجفی: در زمان من دو روز جلساتی با سازمان بین اللمل و کشور افغانستان داشتیم تا به جز این 820 میلیون متر مکعب که برای کشاورزی و شرب در نظر گرفته شده ، از کشور افغانستان حق آبه ای هم برای احیای تالاب هامون بگیریم. چون تنها چیزی که می تواند ورودی آب به سمت ایران را بیشتر کند همین است. تا زمان من این جلسات ادامه داشت اما الان نمی دانم که به کجا رسیده است، چون ما با افغانها داشتیم به این تفاهم می رسیدیم که حق آبه زیست محیطی را هم به ما بدهند.
سلیمانی: در مورد حق آبه مطالعاتی شده اما برآورد دقیقی نشده است. برای اینکه حداقل نیازهای اکولوژیک داشته باشیم چون دو سوم هامون در ایران است و یک سوم در کشور افغانستان ،ما در بخش خودمان حدود سالانه 3 میلیارد تا 4 و نیم میلیارد متر مکعب آب نیاز داریم اما هنوز برآورد دقیقی نشده است.با این حال همه این آب نباید از طریق هیرمند تامین شود و سیلابها هم مهم هستند. ضمن اینکه سایر مسائل اجتماعی و اقتصادی را هم در نظر بگیریم.
موضوع جلسه با افغانها چقدر بعدا پیگیری شد؟

حسینی: برای گرفتن حق آبه برای تالاب، طرحی ارائه شد که از چاه نیمه ها به صورت لوله کشی به مزارع به 5 نقطه سیستان آب برسانیم تا از هدر رفت آب این چاه نیمه ها جلوگیری کنیم تا به تالاب هم برسد. متاسفانه حدود 70 درصد آبی که از چاه نیمه ها به مزارع می رود هدر می رود ،بنابراین در کنارتبخیر مشکل هدر رفت را هم داریم. اما این طرح می تواند بخشی از مشکل تالاب را حل کند،آنچه که الان برای مردم اهمیت دارد گرد و خاکها و ماسه های بادی است که مقام اول سل و بیماری تنفسی را در منطقه رقم زده است.
سلیمانی: ما با خاکریز مانع ورود سیلابهای فصلی به تالاب هامون می شویم.در مورد نحوه مدیریت آب داخلی هم مشکل داریم چون چاه نیمه ها را به گونه دیگری می توانیم مدیریت کنیم. به نظر من ذخیره کردن 800 میلیون متر مکعب در چاه نیمه چهارم ،کار درستی نیست و خروجی هم ندارد. درحالیکه اگر همین میزان آب به دریاچه هامون وارد شود، احیا می شود و گیاهان رشد می کنند.اما الان انگار یک استخر را پرآب کردند. بنابراین ما باید یک مذاکره جدی و محکم با کشور افغانستان داشته باشیم. خیلی از مسائل کشور افغانستان با ما در ارتباط است و ما مهاجران افغان را داریم اما هیچ گاه از موضع قدرت با آنها حرف نزدیم. ما در مورد حق آبه حرف زدیم اما در مورد خدماتی که به مهاجران می دهیم،یا گرد و خاکی که این تالاب به کشور افانستان یا پاکستان می رسد بحثی نشده است.
این چاه نیمه ها چه هستند؟

حسینی: بعد از وقوع خشکسالی 3 تا چاله طبیعی زدند تا آبها را به آن سمت هدایت کنند اما چاه چهارم را احداث کردیم. روباز هستند و مانند سد عمل می کنند . آب سیلاب به آنجا می رود و خروجی هم دارد.کانالهای سیمانی برای هامون برای شیب آب و پشت آب در نظر گرفته شده است تا مردم کشاورزی کنند.
سلیمانی: ما از این چاه نیمه ها بهتر می توانستیم استفاده کنیم و چهارمی اضافه است که می توانیم آب آن را وارد تالاب کنیم. ما نباید به ساختار طبیعی منطقه دست بزنیم.در گذشته مردم خودشان به میزان زمینی که داشتند کانالها را لایروبی می کردند اما دولت که آن را به عهده گرفت مشارکت مردم از بین رفت و زمینها هم مشکل پیدا کردند. ما باید ساختارهای اجتماعی و اقتصادی را تا حدودی به قبل بازگردانیم.
به نظر شما مشکل داخلی کجاست که نمی توانیم از تالاب هامون حمایت کنیم؟

سلیمانی: من کوتاه به توضیحات دکتر نجفی بر می گردم. مشکلی که الان ما در کل تالابهای کشور داریم این است که با یک مدیریت یکپارچه به تالابها و حوزه آبرزیها توجه نمی کنیم ودر هیچ کجای کشور یک نگاه برنامه محور نداریم . تالاب در یک حوزه آبریز قرار دارد ،شما نمی توانید تالاب را حفظ کنید مگر اینکه کل اقدامات حوزه آبریز را به شکل مناسب مدیریت کنید تا منجر به حفظ تالاب شود. تالابها چندین سال خدماتی را به جامعه بشری و ساکنان اطراف خود داشتند و مردم همیشه تصور می کردند اینگونه می ماند.مردم در کنار تالاب هامون کشاورزی،دامپروری،صید و شکار پرنده را داشتند و زندگی بدون وابستگی به عوامل دیگر ادامه داشت. این خدمات ارائه می شد و حداقل 75 هزار شغل برای جمعیتی حدود 400 هزار نفر وجود داشت. هر وقت در مورد تالابهای کشور در سطح کلان صحبت می شد همه تصور می کردند در مورد جانواران و فلامینگو ها حرف می زنیم و اصلا متوجه خدماتی که تالابها به جامعه بشری می دهند نبودند. به همین دلیل هیچ وقت در برنامه ریزهای کلان توسعه کشور، موضوع حق آبه تالابها را اهمیت ندادیم ، اما جالب است که اکوسیستم خیلی نجیبانه با ما برخورد می کند.تالابها با اشتباه یک ساله نابود نمی شوند و ما تالابها را برای چند دهه رها کردیم تا الان اینگونه شدند.

چرا با وجودیکه سالهاست عنوان می شود تالاب هامون مشکل دارد و این دریاچه محل کار و زندگی اجتماعی مردم است اما توجه چندانی به آن نشده است چون الان علاوه بر مشکلات معیشتی، مسائل امنیتی را هم به وجود آورده است؟

نجفی: آن زمان متاسفانه درخود سازمان محیط زیست این موضوع دیده نشد.اما در کارگروه دائمی هیرمند که اعضای مختلفی از وزارت خارجه،نیرو در آن عضو بودند بحث شد و من هم به عنوان نماینده سازمان بودم. نکته هم اینجاست که اگر الان توجهی به هامون شده به جز خدماتی که به مردم می دهد و مسائل احتماعی به خاطر مسائل اکوسیستمی هم باید باشد. اما الان تنها به خاطرامنیت اجتماعی و کوچ کردن مردم است نه اکوسیستم، چون بحث مهاجرت موضوع امنیت مرزی را هم به دنبال دارد . خود مردم هم در حفظ مرز مهم هستند و برای همین الان مانع مهاجرت می شوند.خوشبخانه اکنون سازمان برای اولین بار مکاتباتی همزمان با وزاری خارجه،کشور و نیرو داشته و از دستگاهای بین اللملی هم استمداد شده است. بنابراین دستگاههایی که نقش دارند وارد ماجرا شدند و حرکت مدیریتی برای احیای آن شکل گرفته است. باید در کنار تهدیدات سیاسی و اجتماعی ،از بین رفتن هامون به عنوان یک شاخص مستقل دیده شود. بنابراین ما اگر این موضوع را مطرح کنیم می توانیم حق آبه تالاب را هم بگیریم
آقای حسینی الان شرایط زندگی اجتماعی مردم در آنجا چگونه است؟

حسینی: اغلب مردم سیستان از طریق هامون صیادی داشتند و از مراتعی که در اطراف آن بود دامپروری و کشاورزی داشتند، اما الان با خشک شدن هامون شغلها از بین رفته است.هرچند تقریبا با چاه نیمه چهارم ، تا حدودی صیادی انجام می شود. با ان حال الان بیکاری زیاد شده و مردم هم درآمدی ندارند. حصیربافانی هم که از نیزارها استفاده می کردند بیکار شدند. بنابراین الان دامدار،کشاورز و صیاد بیکار شدند و هنجارهای اجتماعی و سرقت افزایش یافته است. متاسفانه یک دیوار امنیتی هم کشیده شد که مشکلات را بیشتر کرده است. اگر قبلا آدم ربایی بود اما کشته نداشت، بعد از دیوار، آدم ربایی کمتر شده اما کشته به خاطر سارقان مسلح زیاد شده است و من این موضوع را در کمیسیون امنیت ملی هم اعلام کردم. البته قرار بود در کنار دیوار، بازارچه مرزی احداث شود اما فعال نشد.از طرفی وقتی تالاب خشک شد بسیاری از مردم به مبادلات مرزی روی آوردند اما الان با این دیوار،مبادله هم سخت شده است و پدیده خانمانسوز اعتیاد زیاد شده و در کوچه و خیابان آن را می بینید. متاسفانه مهاجرت مردم در سالهای اخیر بی سابقه است ،البته سال 51 که 6 ماه دیاچه خشک شد هم مهاجرت داشتیم اما ادامه نیافت و به این شدت هم نبود.در آن زمان چاه نیمه ها بعد از خشک سالی توسط ژاپنیها احداث شد. بعد از انقلاب تنها کاری که شد لوله کشی 140 روستای سیستان بود. الان 16 سال است که در سیستان خشکسالی است اما اگر دولت ای کار را هم نمی کرد همان دو سال اول سیستان خالی می شد که جای تقدیر دارد و در خاورمیانه از نظر گستردگی اول است. اما بعد از خشکسالی به معیشت مردم توجه نشد. سال 70،بیش از 600 میلیارد تومان از درآمد مردم از طریق تالاب بود . ماهی سفید منحصر سیستان بود اما بعد از اینکه ماهی آمور را درهامون رها کردند، ماهی سفید نابود شد و ماهی سفید 10 کیلویی به 700 گرم رسید.سال 67 ماهی سفید 10 کیلو بود. متاسفانه بالاترین درصد بیکاری را داریم و 43 درصد زیر 40 سال بیکار هستند.
سلیمانی: در حال حاضر موضوع کشاورزی محدودی وجود دارد که با استفاده بهینه از آب ادامه دهیم تا معیشت مردم را در نظر بگیریم.همزمان برنامه مدیریت بلند مدت را در همه دستگاهها اجرا کنیم.من معتقدم حتی اگر همین حالا موضوع تالاب هامون را از یک طریقی حل کنیم باز هم باید تمرین کنیم که در منطقه سیستان منابع موجود را خوب مدیریت کنیم.متاسفانه تا حالا لجام گسیخته از منابع استفاده کردیم.

الان بیشتر به کدام شهرها مهاجرت می کنند؟

حسینی: بیشتر به یزد، خراسان و کرمان.گلستان هم بود اما الان کمتر شده است. الان در آزادشهر ، گنبد ، علی اباد و گرگان یک کاندید مجلس داشته باشند چون اکثرا سیستانی هستند. در پاک شهر هم 4 نفر از اعضای شورای شهر سیستانی هستند.
در این شرایط امیدی به احیای دریاچه وجود دارد؟

سلیمانی: من خودم خوشبین هستم. اتفاقات خوبی در سطح مدیریت کلان کشور افتاده است. سفر خانم دکتر ابتکار جریان خوبی را شروع کرد که همان زمان آقایان نوبخت و چیت چیان هم بودند. الان استاندار هم موضوع را جدی گرفته و کاگروهی تشکیل شده است. اکنون ما در چند حوزه فعالیت را شروع کردیم مثلا با کنوانسیون رامسر رایزنی کردیم و فرایندی را با وزارت امور خارجه شروع کردیم تا دیپلماسی قوی برای صحبت با کشور افغانستان داشته باشیم.همزمان با وزارت کشور در مورد نحوه انسداد مرزها جلساتی گذاشتیم. من شنیدم که الان 12 نقطه انسداد مرزی شده که باید برای ورود بیشتر سیلابها بیشتر شود. بنابراین جریانی که الان راه افتاده قوی است و همه دستگاهها بسیج شدند. در گذشته کارگروه هیرمند چندان قوی نبود و چند سالی بود که نقش کلیدی ایفا نکرد. الان جریان خوبی شکل گرفته است. از طرفی من و همکاران مکلف شدیم که به استان برای تدوین برنامه جامع مدیریتی حوزه آبریز تالاب هامون کمک کنیم. یعنی باید تجربیاتی که در مورد سایر سایتها داشتیم را در تدوین یک برنامه برای تالاب هامون استفاده کنیم. برنامه مدیریتی که جنبه های اقتصادی،اجتماعی و سیاسی را ببیند و یک دستورالعمل برای استاندار شود.اما هم اینها به این معنی نیست که فردا تالاب هامون احیا می شود. من نشانه های امیدوار کننده را می بینم که یک انرژی مثبت و یک میل سیاسی شکل گرفته اما اگر جریان به شکل جدی ادامه پیدا کند و یک بودجه درست اختصاص یابد من روند بهبود را می بینیم.

نجفی: باید یک تقسیم کار شود و تالاب هامون را مانند دریاچه ارومیه در سطح ملی ببینیم. یعنی از چارچوب و قالب یک موضوع استانی و صرفا محیط زیستی خارج شود و در سطح قوا این تقسیم کار را داشته باشیم. باید کمیسیون کشاورزی مجلس هم در زمینه هامون تقویت شود. البته شنیدم که کمیته و فراکسیون آب در این کمیسیون فعال شده است.این جای خوشبختی دارد. در دولت هم وزارت خارجه باید با جدیت وارد شود و به نظر من اگر آقای ظریف 10 درصد انرژی ژنو را برای هامون بگذارد گره گشا است. ما بحث هامون را باید به بجث حفاظت بین االملی تالابها ببریم. زمان ما هم مطرح شد اما سازمان بین اللمل از این موضوع فرار می کند . آقای گری لوئیس هم که رفت اعلام کرد ایران اول مشکلات داخلی هامون را حل کند.اگر حفاظت از تالاب هامون را زیر مجموعه یک پروژه بین اللملی ببریم قطعا کشور افغانستان مجبور به تمکین می شود چون فشار بین اللملی وجود دارد.الان کارگروه در استان تشکیل شده و خیلی هم جدی هستند. فرمانداران منطقه هم وارد موضوع شدند. البته یک پژوهشکده ای هم در سیستان برای تالاب هامون شکل گرفته که من خروجی ندیدم.الان یک انتقاد است که حداقل باید راهکار یا طرح جامع علمی برای حفاظت بدهد.

به نظر شما رفتن آقای گری لوئیس تاثیری در سطح بین اللملی دارد؟

سلیمانی: خود رفتن گری لوئیس به منطقه، به نظرم حرکت نویی بود و هفته بعد در انگلیس این موضوع را مطرح کرد. در 25 تا 27 اسفند برای دریاچه هامون نشستی داریم که 12 نفر از خبرگان خارجی و 17 کارشناس داخلی این موضوع حضور دارند تا به یک چارچوب کاری برسند و امیدوارم راهکارهایی ارائه بدهند.
برنامه شما کی تدوین و عملیاتی می شود؟

سلیمانی: در جلسه بعدی کارگروه قرار است این تجربیات و برنامه را مطرح کنیم، چون این یک برنامه ای نیست که من در تهران بنویسم . یک برنامه زمانی عملیاتی می شود که دست اندرکاران مختلف در تدوین آن حضور داشته باشند اگر این برنامه سازمان محیط زیست شود احتمالا مشارکت مردم را نداریم. درحفاظت تالاب و اکوسیستم موضوع معیشت و حتی نحوه کنترل مرز دیده می شود. یعنی یک برنامه جامع است اما به نظر من ما در اول راه هستیم.سازمان معتقد است که باید این برنامه تدوین شود اما این به این معنا نیست که فعلا همه برنامه ها متوقف شود.همزمان یک اقدامات زودبازده هم قرار است انجام شود.من اطلاع دارم که پروژه مثل مناری درمنطقه توسط سازمان جنگلها برای معیشت مردم در حال انجام است تا زندگی مردم با شرایط طبیعی تالاب که باقی مانده ادامه پیدا کند.
حسینی: عملکرد پروژه مناری خوب نبوده است . در منابع داخلی همین کوهی که انتهای هامون است و بخشی از آب از طرف بندان و سفیدآبه می آید را اگر هدایت و مدیریت کنیم بیش از 60 میلیون متر مکعب آب می شود، اما کار اساسی تاکنون نشده است. درحالیکه زیاد هم کاری ندارد . باید یک سد خاکی بزنند تا جلوی رفتن آب به سمت گودزره در افغانستان را بگیرد.

این کارمنع بین المللی ندارد ؟

نجفی: چرا یکی از ادعاهای افغانها همین است که ما به آنها می گوییم شما اجازه بدهید وضعیت طبیعی تالاب و رودخانه هیرمند حفظ شود.اما آنها عنوان می کنند باید از صفر تا صد حفظ شود.یعنی وقتی آب به ایران آمد دوباره به افغانستان بازگردد. الان هم یک کار خطرناک ممکن است انجام شود که مثلا با یک کانالی مستقیما آب از گودزره به افغانستان بازگردد و اجازه ورود به ایران را ندهند. البته این کار شود قطعا مصداق اعلان جنگ است. ممکن است یک زمان اعلام کنند به خاطر کشاورزی و سد کمالوند آب به ایران نیاد،البته در رودخانه های بین اللملی انجام شدنی است.در رودخانه های نیل ، دجله و دانوب که کشورهای مختلف را طی می کند ، هر کشوری بهره خود را می برد. برای تالاب هامون هم این پروتکل بین اللملی وجود دارد اما به هرحال ممکن است یک شیطنتهایی شود. اگر آب به گود زره منتقل شود شرایط اعلام جنگ است.یکی از عوامل برای احیای هامون همین کنوانسیون بین اللملی است
برای هامون نمی توانیم از آن استفاده کنیم؟

نجفی: من خبر ندارم که بخشهایی از دولت از جمله وزارت خارجه چه اقدامی کردند، اما آنچه که می بینیم هیچ نتیجه ای نداشته است. شاید یکی از دلایل هم این باشد که الان شرایط دعوی حقوقی را مناسب نبینند. دکتر روحانی در دو ماه گذشته با آقای کرزای صحبت کرد و قول و قرارهایی گذاشتند که بهتر از دعوی حقوقی است.در جلسه ای هم که ان زمان ما با افغانها داشتیم و از سازمان بین اللمل هم حضور داشتند قراردادی برای اختصاص حق آبه 820 میلیون متر مکعبی آب برای هامون شد. چون قرادادی که در دهه 50 بسته شده بود افغانها اعلام کردند که الان زمان عوض شده و این قرارداد اعتبار ندارد. خوشبختانه در دوره 15 سال پیش مجددا بین دولتها این قرارداد امضا شد.

الان دولت کرزای پایبند این قرار داد است؟

نجفی: آنها معتقدند که الان بیش از این مقدار را به ما می دهند.اما موضوع این است که ما 820 میلیون متر مکعب آب را در یک دوره زمانی خاص می خواهیم نه اینکه وقتی سیلاب می شود و نمی توانند آب را مهار کنند به ما ببخشند و این درست نیست. باید در یک جدول زمانبندی بدهند. الان اختلاف در سقف حجم نیست در زمان اختصاص است.
حسینی: البته زمانی که چاره ای جز ذخیره کردن نداریم این طور بوده است. افغانها عنوان می کنند آبی که می دهیم بیش از قرارداد است و سیلابها را هم در نظر می گیرند.
سلیمانی: به نکته درستی اشاره شد.الان رقم مشکل نیست و افغانها باید مدیریت ما را در این حوزه به رسمیت بشناسند.حوزه آبریز با کمک هر دو کشور قابل حل است. آنها آبی که نمی توانند مدیریت کنند را به ما می دهند و اگر بتوانند کنترل کنند به ما نمی دهند . الان مشکل دیگری که وجود دارد در مورد رودخانه فرح است.آبی که از شمال از این رودخانه به صورت سیلاب وارد هیرمند می شد برای تالاب پوزک هدایت می کنند و این خطرناک است چون این اکوسیستم نباید خیلی دستکاری شود.

یعنی چون ما اجازه مهاجرت افغانها را نمی دهیم آنها هم جلوی آب را می گیرند؟

حسینی: همان کاری که ما برای انسداد مرز کردیم افغانها هم برای حفظ آب می کنند. یک خاکریزی به طول 70 کیلومتر در خود دریاچه زدیم و آب وارد نمی شود.
سلیمانی: موضوع از این قرار است که تالاب هامون از روخانه هیرمند و فراق آب می گرفت اما الان ما مرز را احداث کردیم. این سد خاکی برای موضوع امنیت مرزها است. موضوع امنیت مرزها حل شد اما راههای دیگری هم بود تا جلوی ورود آب به تالاب گرفته شود.
نجفی: ما همه می دانیم چه کار کنیم اما به صورت یک پازل نیست و هر بخش جداست.خوشبختانه بحث تالابها برگشت پذیر است.تبعات یا فجایع طبیعی نیست که برگشت پذیر نباشد. البته این موضوع زمانبر است و در دو تا سه سال نمش ود.باید همه عوامل موثر در یک مرکز فرماندهی شود، یعنی یک جایی حرف آخر را بزند چرا الان مشکل آلودگی هوا حل نمی شود؟ چون هر کسی گردن کس دیگری می اندازد و کانون مدیریت ندارد.در مورد هامون هم همینطور است.به نظرمن قابل برگشت است.وضعیت بارندگی هم اگربهتر شود درست می شود.اگر مردم احساس کنند که دولت به این موضوع رسیدگی می کند مهاجرت هم کمتر می شود اعتیاد و بیکاری با هامون قابل حل است.

به نظر شما جنگ بعدی جنگ آب است وممکن است با این وضعیت شروع کننده جنگ باشیم؟

سلیمانی: دکتر نجفی به نکته خوبی اشاره کردند آب هم می تواند بهانه دوستی باشد و هم جنگ و این به میزان تمدن کشورهای همسایه بستگی دارد.در کشورهای اروپایی این آب بهانه دوستی شده است وحق آبه مشخص است.به نظرمن این ماجرا ریختن آب به آسیاب دشمن است. کسانی که دشمن ما و افغانستان هستند شاید این را بخواهند اما ما با یک استراتژیک مناسب و فعال می توانیم این را بهانه دوستی کنیم.
نجفی: الان اعلان جنگ اقدامی نیست که برای آنها منفعت داشته باشد ، هدایت آب برای گودزره هیچ منفعتی فعلا برای افغانها ندارد.اگر این کار را بکنند هیچ بهره ای ندارند چون کشاورزی ندارند.
حسینی: ابزار لازم را برای این دوستی داریم. باید شیوه آبیاری کشاورزی افغانها را تغییر دهیم. آنها هم تمایل دارند چون ما برق و آب هم به آنها می دهیم. متاسفانه مسئولان ما وقتی موضوع مهاجرت پیش آمد هامون را جدی گرفتند.در مجلس پنجم من این موضوع را مطرح کردم اما کسی اهمیت نداد تا الان .

آقای حسینی ، این ابزار چه هستند؟

حسینی: ما به کشور افغانستان دائما سوخت می فرستیم و اگر این را قطع کنیم کاملا فلج می شوند.

اما این تعامل نیست. این تهدید است؟

حسینی: الان روزانه 4 میلیون لیتر گازوئیل وارد این کشور می شود و البته باید موارد رسمی را هم در نظر بگیریم.بنابراین به نفع افغانها نیست که مانع ورود آب شوند. موضوع دیگر این است که شما میزان سرانه مصرف افغانها را در نظر بگیرید.
نجفی: البته از کشورهای دیگر هم می توانند تامین کنند مثل کشور ترکمنستان.الان هم از عراق وارد می کنند اما هزینه سنگین است. اگر 5 میلیون افغانی روزی یک متر مکعب آب مصرف کنند در سال حساب کنید نزدیک 60 میلیارد مکعب می شود. آنها عنوان کردند که هر متر مکعب را یک دلار بخرید ما نپذیرفتیم.البته من به مزاح گفتم ما 150 سال پیش مرز نداشتیم و خیلی با هم اختلاف نداریم. برخی فامیلهای آنها اینطرف ساکن هستند و باید از این موضوع هم استفاده کنیم.الان مرز وجود دارد اما قبایل را جدا نکرده و سیاسی نیست.
سلیمانی: معمولا در کشورها از مرز به عنوان فرصت استفاده می کنند. افرادی که در مرز هستند بهانه ای برای تعامل می شوند. برای همین می گویم که باید همه مسائل را در کنار هم دید و تجارت مرزی را در نظر بگیریم.نمی توانیم ظرفیتهای آبریزهامون را بدون در در نظر گرفتن مرز در نظر بگیریم .

تا احیای هامون، نمی توان از راههای دیگر به معیشت مردم کمک کرد؟

نجفی: به نظرم ضریب هوشی مردم آنجا فوق العاده بالاست و قدرت بدنی خوبی هم دارند. توسعه آنجا را می توان به جز هامون مثلا با مباحث کامپیوتری انجام داد.برخی چیزهایی که ما تهدید می دانیم فرصت است مانند باد. می شود توربین بادی بزنید و از انرژی استفاده کرد که در توسعه منطقه و اشتغال تاثیر گذار است.الان جایی که آب نیست، از شیوه قرقابی استفاده نمی کنند اما هنوز مردم آن منطقه این شیوه را دارند.یا طرح انتقال از آب از عمان به تالاب شدنی نیست.اما من شنیدم آقای حسینی موافقت کردند.
حسینی: من منظورم انتقال برای آب شرب و صنعتی بود.اما رسانه ها بد منعکس کردند.

یعنی نمی توان از عمان آب شیرین به استان فرستاد؟

نجفی: شما الان از چاه نیمه به استان نمی توانید بفرستید بعد چطور از عمان آب را شیرین کنید و به آنجا منتقل کنید. آبی که افغانها حاضرند یک دلار بدهند را شما باید 13 دلار هزینه کنید تا شیرین شود؟ این شدنی نیست. می توان بخشی از مصرف آب جنوبی استان را از جاهای دیگر تامین کرد.شاید با افغانها به تفاهم نرسیم پس با همین موجودی فعلی آب ،قابلیت مدیریت داریم.شما بخشهای جنوبی را از جای دیگر تامین کنید و شمالی را برای آب شرب و صنایع مدیریت کنید.

به نظر شما چرا برنامه هایی که تا کنون برای احیای تالاب هامون اعلام شده اجرایی نشده است؟ مشکل بودجه است یا برنامه؟

سلیمانی: ما یک خلاء اساسی داریم. تجربه این چند ساله نشان می دهد که به مجلس هم می توان تکیه کرد چون ما حرفها و برنامه ها را می دانیم اما برنامه ها وفکرها باید عملی شود.در مورد دریاچه ارومیه هم همینطور است.من چند ماهی است که با ژاپنیها در مورد دریاچه ارومیه کار می کنم ،آنها گفتند چون نخست وزیر ما در اجلاس نیویورک به رئیس جمهور شما قول داد که در مورد دریاچه ارومیه کمک کند ما با شما مذاکره می کنیم. حرف در نیورورک زده شده و تنها حرف بوده اما الان تبدیل به منابع مالی شده است.اما در جلسه های ما،20 نفر اسنادی را امضا می کنند اما هیچ حرکتی نمی شود. در سطح استانی و ملی فکرهای خوبی می شود اما وقتی این فکر عملی شود متاسفانه یا دولت تغییر کرده یا مجلس و افرادی که آن ایده را داشتند تغییر کردند.من به این نتیجه رسیدم که در این سالها این مشکل را داشتیم. باید این مشکل حل شود و مجلس در قوانین و بودجه به ما کمک کند و بدنه اجرایی هم کارها را عملیاتی کند
چرا ما از ظرفیتهای کنوانسیون را مسر استفاده نمی کنیم؟

سلیمانی: ما در همایش اسفند از نمایندگان آنها هم دعوت و مکاتبه کردیم تا موضوع را بررسی کنند. البته این به جایگاه بین اللملی ما باز می گردد.چون گاهی سازمانهای بین اللملی به موضوع دو کشور ورود نمی کنند. الان فاز اول طرح حفاظت از تالابها تمام شده و در فاز دوم یعنی توسعه تالابها هستیم.اتفاقا تالاب هامون هم به صورت پایلوت وارد شده است،البته مانند فاز اول خیلی منابع نداریم.
نجفی: اگر بتوانیم در حوزه بین اللمل این موضوع را درگیر کنیم امتیاز خوبی است.من آن زمان این موضوع را مطرح کردم چون اگر عنوان بین اللملی داشته باشد خیلی کمک می کند.وقتی موضوع دریاجه ارومیه هم حاد شد سازمان مکاتبه ای با رئیس جمهور داشت که به شورای عالی آب ارجاع داده شد.سالهای اول ای شورا تشکیل می شد و در کارگروه تخصصی برسی هم شد اما الان نمی دانم تالاب هامون در دستور کار هست یا نه.
حسینی: الان تالاب هامون هم در شورای عالی محیط زیست و هم آب مطرح است
اگر تالاب هامون را به صورت یک مجموعه ببینیم که به صنعت هم کمک می کندفالان کاری برای این بخش شده است؟

حسینی: اولین کاری که در سال آینده قرار است انجام شود استفاده بهینه از همین آب موجود و مکانیزه کردن آبیاری و تغییر الگوی آبیاری است. 46 هزار هکتار در این طرح با لوله آب به باغات انگور یاقوتی زابل می رفت، گلخانه و شیلات ماهی هم هست. در سفر خانم دکتر ابتکار قرار شد ردیف بودجه آن را بگیریم چون مطالعات آن انجام شده است. الان یک میلیارد تومان ردیف بودجه دیده شده است. اما وزارت نیرو کاری نکرده و وزارت جهاد کشاورزی حتی کنترها را نصب کرده که برای هر 3 نفر سیستانی یک و سه دهم هکتار دیده شده است. درآمد خوبی است و 5 نقطه آماده است. همچنین ما منطقه ویژه اقتصادی رامشار را در سیستان داریم که هنوز برای آن کاری نشده است. ما از رئیس جمهور خواستیم که ا منطقه ترانزیت کالا از چابهار را توسعه بدهد.
نجفی: توسعه چابهار چقدر در توسعه استان موثر است؟
حسینی: چابهار برای بسیاری از کارها مانند پتروشیمی و فولاد نیاز به مسیر ترانزیتی دارد و بحث راه آهن هم مطرح است که از زابل به سرخس می رود.نیروگاه بادی هم مطرح است و همه کارها انجام شده و یرای 250 دستگاه نیروگاه فقط باید مجوز صادر شود و نصب شوند.از آفتاب سیستان هم می توانیم برای صادرات برق استفاده کنیم

منبع : خبر آنلاین
 



دیدگاه خود را بیان کنید