تبعات زیانبار سدسازی ترکیه بر کشاورزی ایران-عراق- سوریه

تبعات زیانبار سدسازی ترکیه بر کشاورزی ایران-عراق- سوریه

تبعات زیانبار سدسازی ترکیه بر کشاورزی ایران-عراق- سوریه

دوشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۰
Monday, October 18, 2021

تبعات زیانبار سدسازی ترکیه بر کشاورزی ایران-عراق- سوریه

//

تبعات زیانبار سدسازی ترکیه بر کشاورزی ایران-عراق- سوریه

عدم ورود آب با میزان قبلی به دجله و فرات باعث کم‌آب شدن این دو رودخانه در پائین‌دست و نابودی کشاورزی و دامداری سوریه و عراق و همین‌طور کم آب شدن اروند رود و ورود آب شور دریا به آن و نهرهای متصل به اروند می‌شود

رجب‌طیب‌اردوغان نخست‌وزیر ترکیه طی سخنرانی در کنفرانس فنی و نمایشگاه تجاری سالانه اتحادیه آسیابانان خاورمیانه و آفریقا در آنتالیا اعلام کرده که در نظر دارد ترکیه را تبدیل به پایگاه مواد غذایی جهان کند.
اردوغان با اشاره به پروژه عمران و آبادانی آناتولی جنوب شرقی گفته است: «برای هزینه‌های پروژه‌عمران و آبادانی آناتولی جنوب شرقی «گاپ» اعتبار مورد نیاز تخصیص داده شده و در سال 2013 پروژه به مرحله نهایی خود خواهد رسید که براساس آن آبیاری اراضی جنوب شرق ترکیه به مساحت یک میلیون و 60 هکتار در سال 2013 محقق خواهد شد. پس از تکمیل این پروژه، در آمد ملی در این منطقه دو برابر افزایش یافته و برای 3 میلیون و 500 هزار نفر نیز امکان اشتغال فراهم خواهد شد
گاپ مخفف Guneydogu Anadolu projesi پروژه عمران و آبادانی آناتولی جنوب شرقی است که بر اساس آن قرار است با سد‌سازی‌های متعدد در بالادست رودخانه‌های دجله و فرات آب این دو رودخانه در سد‌های ترکیه ذخیره شود و مورد استفاده برای زراعی کردن زمین‌های بایر و بدون آب ترکیه قرار گیرد. این پروژه در صورت ادامه و تحقق کامل از ورود طبیعی آب به پائین‌دست رود‌های دجله و فرات در خاک عراق، سوریه و همچنین اروند رود در مرز ایران و عراق جلوگیری می‌کند.
پروژه گاپ و تأثیر بر نخلستان و پرورش دام در اراضی سوریه، عراق و ایران
عدم ورود آب با میزان قبلی به دجله و فرات باعث کم‌آب شدن این دو رودخانه در پائین‌دست و نابودی کشاورزی و دامداری سوریه و عراق و همین‌طور کم آب شدن اروند رود و ورود آب شور دریا به آن و نهرهای متصل به اروند می‌شود که در نتیجه نخلستان‌ها و دامپروری منطقه که محل پرورش گاومیش است و به آب رودخانه وابستگی دارد را نابود می‌کند و باعث بروز بیکاری و مشکلات ناشی از آن می‌شود. در صورت بروز بحران کشاورزی و زیست‌محیطی در عراق، ایران برای مهاجرت بهترین گزینه‌ عراقی‌ها خواهد بود چرا که اگر بخواهند به عربستان یا اردن مهاجرت کنند باید صدها کیلومتر بیابان خشک و لم یزرع را با هزاران خطر طی کنند تا سرانجام به کشورهایی برسند که روی خوش به شیعیان نشان نمی‌دهند.
توفان شن و گرد و غبار
از طرفی با جلوگیری از ورود کافی آب در بالا دست زمین‌های اطراف رودخانه در عراق و سوریه به شن‌زار و نمک‌زار تبدیل می‌شود که باعث به‌وجود آمدن توفان‌های گرد و غبار در منطقه و سرایت آن به ایران می‌شود که مشکلات زیست محیطی و شیوع بیماری‌های عفونی و تنفسی در منطقه را به‌دنبال می‌آورد. همچنین این توفان‌ها نمک و رسوبات دیگر را نیز به زمین‌های زراعی اطراف پخش می‌کند و مشکلات دیگری به‌وجود می‌آورد، نظیر فاجعه‌ای که به علت خشک‌کردن دریاچه آرال در آسیای مرکزی رخ داد.
حتی هم‌اکنون که طرح گاپ به طور کامل اجرا نشده، تأثیرات زیست‌محیطی آن شروع شده که توفان‌های گرد و غبار بی‌سابقه در منطقه و سرایتش به ایران نمونه آن است.
نابودی صنعت صید میگو و ماهی در خلیج‌فارس
علاوه بر این با کم شدن آب ورودی به خلیج‌فارس غلظت نمک در خلیج‌فارس بالا می‌رود و بسیاری از آبزیان ازجمله آبزی صنعتی میگو و بسیاری از انواع ماهیان صنعتی امکان ادامه حیات در آبهای جنوبی کشورمان را نخواهند داشت مانند دریای سرخ که غلظت نمک آن بالاست.
نبود میگو و ماهیان صنعتی باعث بروز بیکاری صیادان کشورمان در جنوب و بروز مشکلات ناشی از بیکاری عمومی نظیر قاچاق و... می‌شود. یکدفعه بیدار می‌شویم و می‌بینیم ماهی و میگو در آبهای جنوبی کمیاب شده و خلیج فارس از شوری زیاد و غلظت بالای نمک همانند زمین‌های سیستان بی‌حاصل شده و در واقع خلیج فارس سوخته است.
ترکیه با خودخواهی در زمینه ممانعت از ورود آب در بالادست رودخانه‌های دجله و فرات علاوه بر نقض قواعد حقوق بین‌الملل در زمینه رودخانه‌های منطقه‌ای در حال فاجعه آفرینی برای سوریه، عراق و در نهایت ایران است. مشکلاتی مانند نابودی محیط زیست منطقه و بیکاری و... حتی می‌تواند برای خود ترکیه هم دردسر ساز شود چرا که ترکیه در همسایگی سوریه و عراق قرار دارد و از ناحیه زایش بحران در این دو کشور آسیب پذیر است.
دیروز هیرمند، امروز دجله و فرات و اروند
استراتژی زمین‌های سوخته معرف سیاست انگلستان در رابطه با رودخانه هیرمند و نابودی اراضی بسیار حاصلخیز سیستان ایران است. انگلستان قصد داشت با ایجاد یک نوار حاشیه‌ای لم‌یزرع و بیابانی دور مستعمره‌اش -هند- یک سپر طبیعی برای آن به‌وجود آورد و از خطر نفوذ ایران در مرز‌های هند بکاهد. براساس این سیاست انگلستان کمک به افغان‌های بالادست هیرمند برای سد‌سازی روی این رود را در پیش‌گرفت. انگلستان براساس استراتژی زمین‌های سوخته به افغان‌ها کمک کرد در نواحی قندهار و استان‌های جنوب غربی افغانستان سد‌سازی کنند که بزرگ‌ترین آن سد کجکی است که 15 برابر سد کرج آب ذخیره می‌کند. با این سیاست انگلستان توانست مانع ورود آب کافی از هیرمند به سیستان شود لذا مردم کشاورز این دیار دسته‌دسته به مناطق دیگر از جمله گرگان و مازندران کوچ کردند و منطقه سیستان که به انبار غله ایران شهرت یافته بود دچار مشکل شد. عدم اهمیت مقامات قاجار و پهلوی به مسئله سد‌سازی در بالا دست هیرمند سیستان را که انبار غله ایران محسوب می‌شد به زمین‌هایی سوخته و سپری طبیعی برای جلوگیری از نفوذ به هندوستان تبدیل کرده و مطلوب انگلستان را حاصل کرد.
اکنون نیز عملاً استراتژی زمین‌های سوخته در رابطه با پائین‌دست رودخانه‌های دجله و فرات در حال اجرا می‌باشد.
از طرف دیگر با توجه به خشم عربستان، اردن و برخی دیگر از اعراب سنی منطقه از سرنگونی دولت سنی در عراق و روی کارآمدن شیعیان و همچنین تلاش‌های بی‌وقفه عربستان و برخی دیگر از عرب‌های سنی‌ برای ضربه به شیعیان عراق، احتمال زیاد دارد که عربستان و در سطح پائین‌تر شیوخ ثروتمند عرب، ترکیه را برای ممانعت از ورود آب کافی به دجله و فرات و سوزاندن زمین‌های پائین‌دست یاری کنند و اعتبارات مالی لازم برای این کار را در اختیار ترک‌ها قرار دهند تا از قبل آن برای همیشه از شر عراق راحت شوند و متحد ایران در اتحادیه عرب، یعنی سوریه را هم دچار مشکل نمایند و همین طور ایران را. اما شواهد امر حاکی از نزدیکی و اتفاق نظر بیش از پیش سه کشور ایران، عراق و سوریه در موضوع مخالفت با پروژه گاپ دارد اما مسائلی همچون بحران سوریه، پرونده هسته‌ای ایران و تنش‌های دولت جدید عراق سبب شده این موضوع فعلاً نمود واقعی خود را پیدا نکند اما این وضعیت دائمی نخواهد بود



دیدگاه خود را بیان کنید