يمني زيستي در پرورش ميگو

شیلات،آبزیان، آبزی،خوراک آبزیان، ماهی،میگو، تن ماهی،کنسرو ماهی، صید،صیادی، صیدگاه،ماهیگیری،دامپزشکی،کلینیک آبزیان، متخصص آبزیان، رستوران های شیلاتی،خدمات کارشناسی،همکاران شیلاتی،ماشین آلات،گرمابی،سردآبی،ماهیان زینتی،صدف،مروارید،لارو،کشتی،لنج،قایق،Fish,Fisheries,Aqua,Aquaculture,Fishing,Feed,Shrimp,Veterinarian,Professional services, Aquaculture specialisy,Hydrothermal,Hot water,Scroll,Cold water,ornamental fish,oysters,Pearls,Larva,Ship,Boat,Boats,Tuna,

اولین مرجع ارتباطی علمی تجاری خانواده بزرگ شیلات ایران ,شیلات ایران,آبزیان,خوراک ماهی,میگو,تن,کنسرو,صید صیادی,صیدگاه ماهیگیری,دامپزشکی,سردآبی زینتی صدف مروارید لاروکشتی,تیلاپیا,پرورش تیلاپیا

باربری چاپ کارت ویزیت
یک‌شنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵
Sunday, December 4, 2016

يمني زيستي در پرورش ميگو

 

هرچند واژه ایمنی زیستی(Biosecurity) ازحدود ۵۰ سال پیش وارد صنعت دامپروری جهان شد،ولی هنوز در پرورش میگو چندان شناخته و تعریف شده نیست. البته این موضوع اختصاص به کشور ایران ندارد و در سراسر جهان اصطلاحی است که راه زیادی باید تا مرحله اجرای کامل طی نماید.هنوز هم در کشورهای پیشرو دنیا نظیر چین،تایلند ،اندونزی و حتی هندوستان گهگاه شیوع بیماری ،صدور محصولات آلوده به دیگر کشورها و یا ممانعت نهادهای ناظر بهداشتی از ورود برخی محموله های این کشورها به بازارهای جهانی را به دلیل عدم رعایت بهداشت،عدم دقت در رعایت اصول ایمنی زیستی و ... شاهد هستیم .

اما خواه ناخواه همه کشورها راهی را که صنایع امور دام در این مسیر پیموده اند ،طی خواهند نمود و "باز تعریف" اصول حاکم بر این حوزه بخصوص در ایران بسیار ضروری است چرا که (گذشته از نظارت های جهانی بر بازار صادرات میگو)هزینه های تولید میگو پرورشی در تمامی مراحل و محدودیت تقویم پرورش آن در استان هائی نظیر خوزستان ،جبران خسارات ناشی از شیوع بیماری در این مزارع را تقریباً غیر ممکن و لزوم پیشگیری از طریق رعایت اصول ایمنی زیستی را لازم الاجرا ساخته است.

در این مقاله سعی شده تا بعضی تعاریف و اصطلاحات وارداتی با وضوح بیشتر مورد بحث قرار گرفته و ذهن خوانندگان گرامی در اینخصوص با حوزه ایمنی زیستی بیشتر آشنا گردد. پیشاپیش از اساتید علم دامپزشکی و شیلات نسبت به ورود این حقیر به این حوزه وسیع دانش ،پوزش می طلبم.



ایمنی زیستی (Biosecurity)

بیو سکوریتی در آبزی پروری را Moss et. al . در ۱۹۹۸ چنین تعریف نموده است:

به مجموعه روش هائی که در مراکز تکثیر و پرورش اعمال میگردد تا آبزیان پرورشی را از ابتلا،شیوع و انتقال بیماری و یا هرنوع شرایط نامطلوب بهداشتی مصون نگهدارد ایمنی زیستی اطلاق می شود.

اما تعریف جدیدی که در سال ۲۰۰۰ در این خصوص (در زیر بخش امور دام) ارائه شد موجب تکمیل این تعریف گردید:

ایمنی زیستی به مجموعه روش های ضروری گفته می شود که به منظور پیشگیری ،مهار و ریشه کنی بیماریهای عفونی واجد اهمیت اقتصادی در دامداری ها بکار گرفته می شود.

امروزه در حقیقت بیو سکوریتی در آبزی پروری تلفیق و یا مجموعه دو تعریف بالاست.به عبارتی این واژه ترکیبی از طب پیشگیری ،آزمایشات تشخیصی ،عملیات ضد عفونی و درنهایت ریشه کنی است که در سطوح مختلف عملیاتی اجرا و پیگیری می شود.

بطور کلی مزارع آبزی پروری را می توان به روش های ساختاری و یا فنی تحت پوشش ایمنی زیستی قرار داد.ایجاد موانعی همچون فنس و توری در اطراف مزرعه و یا احداث حوضچه ضد عفونی در ورودی مزارع پرورش از جمله تمهیدات ساختاری در مزرعه به شمار می رود و معمولاً به نحوی ساخته می شوند که قابل شستشو و ضد عفونی بوده و نیز دسترسی به محیط مزرعه و موجودات پرورشی جز از طریق آنها امکانپذیر نباشد.

اما علاوه بر آنچه در بخشهای بالا ذکر شد (و هم اکنون نیز در اکثر کشورهای جهان مورد اتفاق نظر میان نهادهای بهداشتی ناظر واقع شده است)برخی موارد که به دلیل افزایش هزینه های تولید(و یا بعضاً بواسطه عدم معرفی صحیح )چندان مورد استقبال آبزی پروران واقع نشده است نیز همچون،تریتمنت و فرآوری آب ،استفاده از منابع آبی پشتیبان(استخرهای ذخیره)و حوضچه های تبخیر،در این زمره به شمار می آیند.

بطور کلی مبحث بیو سکوریتی (ایمنی زیستی)را میتوان شامل "یک یا چند" مورد از اقدامات زیر دانست:

قرنطینه،کنترل تردد و نقل و انتقالات (پرسنل ،ماشین آلات و تجهیزات)، واکسیناسیون و درمان، تستهای تشخیصی و در نهایت معدوم سازی و ریشه کنی.

قابل ذکر است در کشورهای مختلف بر اساس راهبردهای متفاوت(اقتصادی،فرهنگی ،اجتماعی و بعضاً سیاسی) سطوح متفاوتی از عملیات یاد شده قابل اجرا و امکانپذیر بوده و به این دلیل اجرا یا عدم اجرای هر یک از موارد فوق را می بایست بصورتی بررسی نمود که تمامی استراتژی های ممکن در آن لحاظ شده باشد.به عنوان مثال برخی از راهبردها در مناطق فقیر نشین هندوستان و یا اندونزی که اکثراً مزارع پرورش را بصورت خانوادگی و به شیوه گسترده اداره می نمایند قابل تثبیت و بکارگیری نبوده و تبعات اجتماعی و اقتصادی آن هزینه های سنگین تری به دنبال خواهد داشت.

از این جهت است که مزارع احداث شده در منطقه Nellore هند با حداقل سطح ایمنی زیستی اداره می شوند و هرگونه اعمال بیو سکوریتی نیز در این منطقه با هزینه نهادهای بین المللی و دولت محلی اجرا میشود.

اما آنچه بیشتر در دهه اخیر در صنعت آبزی پروری توجه سازمانها و نهادهای متولی بهداشت آبزیان و حتی بخشهای اقتصادی دست اندر کار در این صنعت را به خود معطوف نموده تداخل دو شاخه دیگر علوم به نامهای ژنتیک و تغذیه در آبزی پروری است.

در این زمینه تمرکز بیشتر بر پایه ایجاد مقاومت در زاده ها و یا غربال آنها نسبت به عوامل بیماری زای خاص(SPFوSPR)،بهگزینی مولدین با هدف گزینش آبزیان واجد برتری در صفات ویژه و در کنار آن بکارگیری محرکهای سیستم ایمنی در غذا ،کاهش رویکرد تغذیه موجودات پرورشی با غذاهای تر و یا سنتی که ریسک انتقال بیماری توسط آنها بالاست و بکارگیری سیستم های مدرن و در عین حال بهداشتی در فرآوری غذای آبزیان بوده است.

آنچه امروزه بیشتر در آبزی پروری معمول است ،بهگزینی مولدین و پرورش زاده های آنها تحت شرایط ایزوله و تقویت غذائی آنها می باشد که به آنها SPF اطلاق میگردد.به عبارت دیگر فرآیند گزینش مولدین و پرورش زاده هائی که بر اساس تست های تشخیصی ، عاری از عوامل بیماریزای خاص (عمدتاً دارای ارزش اقتصادی)باشند،هدف گذاری اقتصادی و فنی مراکز تولید اینگونه آبزیان است.

شاید گذشته از سهولت بیشتر در راستی آزمائی اینکه مولدین SPF هستند یا خیر، مهمترین علت برای اینکه امروزه بیشتر مولدین علی الخصوص انواع وارداتی آنها SPF هستند، فقدان میگوهای مقاوم (SPR) نسبت به بیماریهای خطرناکی همچون WSSD،IHHN و YHD باشد.تنها انواع اعلام شده مولدین از این نوع که هم اکنون در مقیاس تجاری تولید می شود نسبت به TSV مقاوم هستند که نمیتوان به راحتی صحت و سقم این ادعا را ثابت کرد ولی شاید کمی توجه به مطلب زیر موضوع را بیشترروشن سازد:

بر اساس نظر دانشمندان و محققین ،درصد قابل اتکاء که در تحقیقات وراثت پذیری یک صفت در نظر گرفته می شود ،حدود ۵۰ درصد(۰.۵) است ولی در آزمایشاتی که بر روی وراثت پذیری صفت مقاومت در مقابل بیماری TS(سندرم تائورا) انجام شده این نسبت تنها ۰.۰۹ یا ۹درصد بوده که بسیار کمتر از آن درصدی است که بتوان بر مبنای آن نسبت به مقاومت زاده های تولید شده از مولدین SPR مطمئن بود(Tave- ۱۹۹۳).نکته جالب دیگر اینکه در تحقیقات همین محققین ،مشخص شده که وراثت پذیری صفت رشد(Growth) نسبت به مقاومت در مقابل بیماری سندرم تائورا،معکوس است.به عبارتی ، عملیات غربالگری و بهگزینی مولدین نسبت به یکی از این صفات ،در جهت عکس نسبت به صفت دیگر عمل خواهد نمود.بنابراین حداقل تا امروز ،نمیتوان مدعی تولید مولدینی شد که زاده های آنها هم رشد خوبی داشته باشند و هم نسبت به بیماری تائورا (TAURA) مقاوم (SPR) باشند.

به همین علت شاید بهتر باشد از مولدین SPF بمنظور رعایت هرچه بیشتر ایمنی زیستی و در عین حال توجیه اقتصادی بهره گرفت.

اما عمده عوامل بروز اختلال در بیو سکوریتی را میتوان لارو،آب مصرفی و غذا دانست.از منظر دیگر باید گفت ارکان اساسی سلامت در صنعت پرورش میگو را این سه عامل تشکیل داده اند از این رو هرگاه سلامت و بهداشت در هر سه ضلع این مثلث(بصورت توأم) اعمال گردد میتوان تا حد زیادی نسبت به ایمنی زیستی اطمینان حاصل نمود.

لارو

یادآوری حوادث و خساراتی که ظرف ۶ سال گذشته صنعت پرورش میگو در ایران را دچار رکود نموده چندان مشکل نیست.در واقع بروز و شیوع بیماری های ویروسی در صنعت میگو از اواسط دهه ۸۰ میلادی این عرصه را بطور جدی تهدید نموده است و همه ساله اخبار جدید مربوط به بروز خسارات سنگین در مزارع پرورش میگو در نقاط مختلف جهان بر روی تلکس خبرگزاری ها خود نمائی می کند.

اما در کنار تمامی مضرّات و خسارات ناشی از شیوع بیماری ها ، فرصت بی نظیر و نقطه عطف تحولات مثبت در صنعت میگو کشور،رویکرد بسیار واقع گرایانه ای بود که در بخش های مختلف دست اندر کار این صنعت،ایجاد گردید.یکی از تغییرات مثبت در رویه فعالیت حلقه های تولید میگو میتوان به فعالیت مسئولانه در بخش تکثیر لارو اشاره کرد.شاید مدیریت بهداشت در تکثیر میگو تا پیش از بروز بیماری لکه سفید در سال ۱۳۸۱،حلقه مفقوده این فعالیت اقتصادی بود.اما پس از خسارات کلانی که شیوع این بیماری سبب گردید، درتمامی بخش های زنجیره تولید بطور اعم و بهداشت بخش تکثیر بطور اخص تمهیدات اولیه جهت پی ریزی یک سیستم بهداشتی جهت تولید مسئولانه و پایدار لارو در نظر گرفته شد.امروزه نشانه های روشنی از آشنائی مدیران کارگاه های تکثیر میگو با اصول BMP(Best Management Practices) به چشم میخورد.هرچند هنوز راه زیادی تااجرای کامل این اصول فراروی صنعت پرورش میگو کشور قرار دارد ،لیکن تا به امروز نیز بخش عمده ای از این راه پیموده شده است.مواردی همچون محصور نمودن کارگاه ها،ایزولاسیون بخش های مختلف و احداث و بکارگیری بهینه حوضچه های سپتیک و تبخیر،گرچه در برخی کارگاه ها اعمال شده ،با اینحال در بعضی کارگاهها یا انجام نشده ویا بطور اصولی مورد استفاده واقع نشده است.

اما گذشته از این بحث، واژه های جدیدی به فرهنگ پرورش میگو ایران راه یافته که این اتفاق نیز ناشی از درگیر شدن صنعت با بیماری های خطرناک در سال های اخیر است.از جمله این اصطلاحات واژه های SPR ،SPF وHigh health است که هرسه به نوعی با هم مرتبط ولی در معنای کاربردی تفاوت مهمی دارند.

در خصوص SPR پیش از این مواردی عنوان شد.این واژه به موجوداتی اطلاق می شود که طی یک پروسه غربالگری ،نسبت به صفت مقاومت در مقابل عامل یک بیماری ،گزینش شده اند.

در اینجا بیشتر به تعریف مفاهیم SPF و High health و بیان تفاوت میان این دو واژه خواهیم پرداخت SPF وHigh health در دهه ۹۰ میلادی بیماری و عوامل بیماریزا در سراسر جهان تلفات سنگینی را به صنعت پرورش میگو وارد ساخت. این تلفات محدود به منطقه،کشور،گونه خاص و یا حتی اقلیم مشخصی نگردیده و در تمامی نقاط دنیا سبب کاهش سود آوری و حتی ورشکستگی برخی دست اندر کاران این فن شد.اما در این اثناء،انستیتو علوم اقیانوسی آمریکا(Oceanic Institute یا به اختصار OI)اقدام به تولید مولدینی نمود که به لحاظ محیط پرورشی کاملاً ایزوله بوده و طی آزمایشات دوره ای و منظمی که بر روی آنها انجام می شد مشخص شده بود که فاقد هرگونه عامل بیماریزا می باشند.این مولدین را Specific Pathogen Free یا SPF نام نهادند و در هنگام بروز بیماریها ،تلفات ناشی از زاده های این مولدین کمترین مقدار ممکن بود.از این رو تقریباً برای تمام محققین محرز گردید سهم عمده ای از شیوع بیماری در مزارع ناشی از ورود لارو آلوده به محیط استخرهای پرورش بوده است.

استفاده از لارو و مولدین SPR و زاده های آنها (High health)در آن مقطع باعث شد تا مدتها ،بیماریهای ویروسی خطرناک وارد ایالات کارولینای جنوبی و تگزاس که از این نوع مولدین ولاروها استفاده می کردند نشود هرچند بعدها ورود لارو آلوده از دیگر نقاط جهان به مناطق یاد شده ،این ایالت ها را نیز درگیر چنین بیماریهائی کرد.

اما در سال ۱۹۹۳،آقای Wyban، از بنیانگذاران فنآوری تولید SPF و SPR ،توصیه نمود در ادبیات فنی صنعت پرورش میگو در جهان تفاوت بین واژه های SPF و High health تحاظ شود.

در حقیقت SPF به موجود زنده ای گفته می شود که در شرایط بسیار دقیق و سختگیرانه قرنطینه ای در محیط محصور نگهداری شود حال آنکه هرگاه موجود (و یا زاده های مولدین یاد شده)از این شرایط خارج شودمادامی که نهایت تلاش در خصوص حفظ شرایط بهداشتی رعایت شودمیتوان به آن High health اطلاق نمود اما دیگرآن موجود SPF نیست.

این واژه ها حتی در کشور ایران نیز گاه به اشتباه به یک معنا بکار برده می شود.به این ترتیب تعجب آور نیست اگر در یک محموله میگو High health نمونه ای مبتلا به یکی از بیماری های ویروسی تشخیص داده شود ولی به هر حال میتوان نسبت به SPF بودن محموله تردید نمود .

آب مصرفی در مزارع پرورش میگو

رعایت اصول ایمنی زیستی در مزارع پرورش را نمیتوان بدون اجرای موفق فیلتراسیون ،فرآوری و تریتمنت،متصور شد.فیلتراسیون آب ورودی به مزارع در سطوح مختلف در مجتمع های پرورش میگو مجاور مناطق مصبّی(با میزان بالای تنوع گونه ای)، اهمیت ویژه ای می یابد چرا که احتمال ورود ناقلین بیماری را به محیط استخرهای پرورش کاهش می دهد.متأسفانه در چنین مناطقی ،بخصوص در فصل پرورش ،افزایش میزان بار مواد معلق (اعم از زی شناورهای گیاهی و جانوری، ذرات جامد معلق و...) فیلتراسیون را با مشکلات فراوانی مواجه می نماید . با اینحال مراقبت دائمی از توری ها و فیلترهای نصب شده در مسر آب ورودی ،بویژه آن دسته از توری هائی که چشمه ریز تر داشته و بیشتر در معرض تجمع مواد معلق هستند، در این مناطق ضروری و از ارکان مراقبت های بهداشتی به شمار می رود. از دیگر مواردی که در خصوص بکار گیری ایمنی زیستی مربوط به آب می توان متذکر شد،فرآوری و تریتمنت آب پیش از مصرف در استخرهای پرورش است. در این زمینه لازم است ابتدا برخی اصطلاحات،تعریف شده و سیستم های رایج شرح داده شود. از جمله این اصطلاحات ،استخر نیتریفیکاسیون ،استخر تریتمنت و فیلتر دانه ای یا Bead fiter است. این اصطلاحات در متون تخصصی مهندسی آبزیان به تفصیل شرح داده شده و در اینجا تنها به این نکته اشاره می شود که یکی از سیستم های بسیار کارآمد در آبزی پروری ، سیستم مدار بسته یا Zero Exchange است که در آن سازه ها و تمهیدات یاد شده در بالا بسیار ضروری است. علاوه بر آن هوادهی دائم و کارآمد از ملزومات چنین سیستم هائی است.

اما آنچه موجب ترویج سامانه Zero Exchange یا آبزی پروری بدون تعویض آب علی الخصوص در پرورش میگو شده، انتقال بسیاری از بیماریهای خطرناک از جمله بیماری های ویروسی به مزارع پرورش از طریق منابع آبی بود.

محدودیت دسترسی به آب فراوان در این سیستم ،سبب شده تا از طریق ایجاد و بکارگیری برخی روش های معمول در مهندسی آبزی پروری ،این نقیصه جبران شده و حتی در بسیاری موارد،نسبت به نمونه های سیستم باز،از کیفیت و کمیت محصول بالاتری برخوردار باشد.

بطور متوسط جهت پرورش یک کیلو گرم میگو پرورشی طی ۴ ماه دوره پرورش در سیستم های باز ۹۹۰متر مکعب آب نیاز است حال آنکه طبق برآوردها این مقدار در روش Zero Exchange تنها ۴۰۰ لیتر آب است. استفاده از روش Zero Exchange باعث می شود تا علاوه بر اطمینان خاطر از محدودیت ورود عوامل بیماریزا به محیط،هزینه تولید نیز به نحو چشمگیری کاهش یافته و مخاطرات زیست محیطی حاصل از تخلیه دائم پساب مزارع پرورش به زمینهای اطراف نیز به حداقل برسد.



غذا

هرچند تحت شرایط موجود در صنعت پرورش میگو ،غذاهای دستی در دمای حدود ۹۰ درجه سانتیگراد و فشار بالاتر از psi۷۰۰۰تولید شده و میتوان نسبت به عاری بودن غذای تهیه شده از عوامل بیماریزا مطمئن بود، لیکن در برخی شرایط ،بخصوص زمانی که غذای کافی در دسترس پرورش دهندگان نیست، استفاده از غذای تر ریسک بروز بیماری را بویژه در مناطق ساحلی با سابقه بروز بیماری ، به نحو چشمگیری افزایش میدهد.

در این شرایط تنها راهکار موجود ، اعلام ممنوعیت استفاده از غذای تر توسط نهادهای ناظر و بکارگیری اهرم های نظارتی بسیار قوی و کارآمد است چراکه هیچیک از استراتژی های دیگر نمیتواند به نحو اکمل تضمین کننده سلامت انواع غذاهای تر بکار رفته در مزارع باشد.

حتی در اینخصوص ضد عفونی غذاها نیز توصیه شده است با اینحال عدم استفاده از غذای تر روش مطمئن تری خواهد بود.
منبع :سایت کشاورزی

http://www.ardalan.id.ir/forum/about2708.html

http://www.ardalan.id.ir/forum/about2709.html

فیلمهای جالب شیلاتی خود را جهت درج در این قسمت ایمیل فرمایید